خاطرات سياسي
راوی فرشته یزدان مقدم : خاطره ای از دوره قبل از انقلاب از برادرم به خاطر دارم که برایتان نقل می کنم. زمانیکه شعار نویسی علیه رژیم طاغوت بطور مخفیانه و شبانه بود ،برادرم مهدی نیز در این زمینه فعالیت زیادی داشت یک روز صبح ساعت حدود 9یا 10بود که صدای همسایه که در ساواک بود به گوش می رسید ،وقتی به دم پنجره رفتم تا ببینم چه اتفاقی افتاده متوجه شدم که بر روی دیوارخانه انها شعاری در مورد شاه نوشته شده است . و او به نویسنده شعار ناسزا می گوید . چند دقیقه گذشت و آن ساواکی ساکت شد . بعد دیدم برادرم از آن اتاق بیرون آمد در حالی که می خندید . آن موقع فهمیدم که شعار روی دیوار کار او بوده بعد با هم شروع کردیم به خندیدن.
ثبت دیدگاه