خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی سید محمد هاشمی : مدتها بود که از مفقود بودن پسر عزیزم سیدرضا می گذشت شب تولد جوادالائمه علیه السلام مشهد بودم به زیارت امام رضا علیه السلام مشرف شدم و از حضرت شیرینی تولد فرزندش را درخواست کردم و گفتم که آقا مدتی است که از فرزندم خبری ندارم. شب که از حرم برگشتم خوابیدم و در عالم خواب دیدم که یک تونل بسیار طولانی وجود دارد که دو سر آن مانند لوله ی چراغ علاءالدین تنگ و وسط آن گشاد است، ناگهان فرزندم سیدرضا را دیدم که لباسهای بسیجی اش تنش است و مقابل همان تونل در حالیکه بسیار نورانی است ایستاده و می خندد و از آنجا به من اشاره کرد و من خوشحال شدم که او پیروز است و از خواب بیدار شدم و چیزی نگذشت که جنازه ی فرزندم سیدرضا را به همراه پلاکش آوردند.
ثبت دیدگاه