خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
شهید ابوالقاسم وهابی خلیل آباد گوینده:اشرف وهابی خلیل آباد یک شب در عالم خواب برادرم ابوالقاسم را دیدم که وارد حیاط شد و با شوهرم که در حال رسیدگی به دام ها بود احوال پرسی کرد و داخل بهار خواب شد و تکیه کرد ومن رفتم صورتش را بوسیدم و خوش آمد گفتم و تعارف کردم که بنشین تا چای بیاورم گفت نه خواهرم من هنوز کار دارم می روم چون دوستانم منتظرم هستند واز خواب بیدار شدم
ثبت دیدگاه