پيش بيني شهادت
راوی فرخنده قاسم زاده: یک روز فرزندم عباس عکس خودش را که چاپ کرده بود برای من آورد . گفتم : این عکس را برای چه چاپ کرده ای ؟ برای شهادت ؟ فرزندم عباس گفت : آره مامان برای شهادتم چاپ کرده ام . گفتم : خوب مبارکت باشد . گفت : خیلی ممنون بعد هم چون بنایی داشتیم ، صندوق خانه را برداشته بودیم که عباس گفت : خیلی خوب شد خانه بزرگ شد برای همچین روزی خوب است گفتم : برای موقع شهادت . گفت : نه به دلت نیاید همین طوری گفتم
ثبت دیدگاه