شناسه: 262557

فکاهي وقايع خنده دار

راوی رضا فخار: در منطقه ی کوشک بعد از والفجر مقدماتی برای جلوگیری از تحرکات دشمن و شناسایی مواضع آنها گروه کمین به جلو می رفت آن شب که این واقعه اتفاق افتاد گروهی ده نفره متشکل از شهید نقوی و شهید آقایی و دیگران حرکت کردند بروند کمین. شهید آقایی با خنده گفت آقای فخار شما که پاسبخش هستی ما را بشمار که ده نفره می رویم یازده نفره برنگردیم که امکان دارد جاسوسی از عراق همراه ما بیاید همه زدند زیر خنده و راه افتادند. صبح موقع برگشت اتفاقا یازده نفر برگشتیم هر چه من می شمردم می دیدم یازده نفر هستند بعد می بینم حسن نقوی در گوشه ای دارد می خندد فهمیدم یک کلکی در کار است او را به باد کتک گرفتم گفت نزن برایت می گویم موقعی که به موضع کمین رسیدیم در حال کندن سنگر بودیم چون منطقه رملی بود یک مقداری سنگر سازی مشکل بود مقداری خاک که کنار زدیم ابتدا یک کلاه آهنی و سپس جنازه ی شهیدی از بچه های خیابان خواجه ربیع مشهد پیدا شد این بود که یازده نفره برگشتیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه