اصلاح بين ديگران
راوی خدیجه نظیفی : چند روز قبل یکی از بستگان به منزل ما آمد در بین صحبت ها چشمش به عکس شهید محمد رضا که افتاد با لحن خاصی گفت رضا جان خدا رحمت کند که تو خیر خواه بودی من خطاب به آن خانم گفتم جریان چیست مگر چه شده است بعد از آن خانم تعریف کرد که در چندین سال قبل بین داماد بنده و شوهرم اختلافاتی وجود داشت تا اینکه در یکی از شبها به مناسبتی مجلس شام پیش آمد همگی در منزل ما جمع شده بودند در آنجا شهید نجاتی خطاب به شوهرم می گوید فلانی اگر بخواهی امشب با دامادت بدرفتاری و یا اینکه دعوا کنی من همین حالا مجلس را ترک می کنم و اگر دامادت آمد به او احترام می گذاری و با مهربانی و روی خوش برخورد می کنی به هر حال آن شب بعد از صرف شام شهید نجاتی باعث شد که بین دو نفر از بستگان صلح و آشتی صورت گیرد بعد از آن هر دو نفر صورت همدیگر را بوسیدند و آشتی کردند و حالا که حدود بیشتر از 10 سال از این جریان می گذرد دخترم با دامادم به خوبی و صلح و صفا زندگی می کنند و زندگی شیرین دارند.
ثبت دیدگاه