شناسه: 263502

خاطرات سياسي

راوی در جان حمیدی : شهید با بنی صدر بسیار مخالف بود و بحثهای زیادی در این زمینه با هواداران آنها داشته به طوری که یکبار در سپاه با شخصی بحث می کند که در آنجا یک نفر به شهید می گوید من به شما پول می دهم. شما از سپاه بروید شهید در جواب می گوید: من اجازه نمی دهم امثال شما سپاه را خراب کنید من به شما پول می دهم شما بروید در آخرین باری که بنی صدر می خواست به مشهد بیاید شهید به همسرش می گوید اگر این دفعه من محافظ او باشم حتما او را می کشم که متاسفانه چهار روز قبل از اینکه او به مشهد بیاید شهید عازم مأموریت شد و در مشهد حضور نداشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه