شناسه: 263560

تقيد به انجام کامل ماموريت

معابر شب قبل توسط نیروهاى تخریب پاکسازى شده بود و معبر هایى را باز کرده بودند براى عبور نیروها که آن نیروهاى طرح و عملیات معبر را نمى‏دانستند که پس از عبور از معبرها به در اصلى که محکم و عظیم بود باید مى‏رسیدم اما بعد از رسیدن به معبر متوجه شدیم که نیروهاى پیاده‏اى که قصد عبور از این معبر را داشتند به زمین گیر شده‏اند و تعدادى شهید و مجروح هم در سنگر هایى که موجود بود منتظر بودند. پس از کمى پرس و جو متوجه شدیم که معبرى که بچه باز کردند ظاهراً توسط شناسایى و محو شده این برادرهایى که به عنوان راهنما بودند محور اصلى را پیدا نکردند ونیروهاى تخریب همچون قبلاً کارخود را کرده بودندو منطقه را ترک کرده بودند. از این نظر تماس‏هاى مکررى با مسئولین هماهنگ کنند این محور که حاج آقاى ساجدى بودند، داشتیم که نسبت به نیروهاى تخریب اقدام کنند با خبرى از نیروهاى تخریب نشد که ما در این موقع به برادران راننده لودر و بلدوزر گفتیم تعداد بسیار زیادى سنگر کوچک و بزرگ بزنند. البته جلوى میدان مین توسط نیروهاى دشمن یک کالاى به عرض 2/5 متر و به عمق همین قدر زده بود پس از روشن شدن هوا هنوز هم مسلسل‏ها و دوشیکاهاى دشمن آتش مى‏ریخت و ما هنوز پشت میدان زمین گیر بودین که در همین موقع حاج آقاى جدى به اتفاق حسن هاشمى آمدند پس از مشاهده وضعیت ما گفتیم تکلیف چیست؟ گفتند به خود شما واگذار مى‏کنیم ولى ما هم سعى مى‏کنیم در عقب کارها مرتب انجام گیرد و پس از یک ربع از رفتن ایشان دیدیم حدود 7 الى 8 تانک آمدند و شروع به آتش کردند که همین امر باعث شد دشمن آتش خودش را کم کند به همین خاطر شروع کردیم به تقویت سنگرها و توسط برادر شهید حسن رمضانزاده با بلدوزر از روى میدان عبور کردیم و کانال را پر کردیم تا به برادران آن طرف بپیوندیم برادر شهید حسن ناوکى راننده بلدوزر به اتفاق برادرى از سپاه به نام پهلوان آهسته از روى محور عبور کردند که مین ضد نفر منفجر شد ولى آسیبى به بلدوزر نرسید پس از رسیدن به کانال دیدیم تعداد زیادى از جنازه بچه‏ها در آنجا بود که توسط بلدوزر ایت شهید را به کنارى زدند و کانال را پر کردند و نیروها بعد از ساعت 9 که به خط زده بودند، خط را شکستند پس از عبور از میدان تصمیم گرفتیم در محلى که جلوى ما بود باز کنیم. در همین موقع ما بالاى دژ ایستاده بودیم و داشنیم به بلدوزر نگاه مى‏کردیم که متوجه شدیم گلوله مستقیم به زیر ضدى بلدوزر خوردکه راننده‏اش ایوبیان بود و او را 6/5 متر بالا پرت کرد که آمدم ، دیدم نصفى از بدن این برادر به صورت پودر در آمد و کنارى افتاده است به اتفاق شهید حسن رمضانزاده همین که دست به بدنش زدیم بدنش متلاشى است. بلدوزر هم آتش گرفته بود تعدادى برادر را براى خاموش کردن آتش مشغول کردیم و خودمان رفتیم بیاوریم مکه جنازه را بیاندازیم آنجا که در همین موقع گلوله‏اى نزدیک ما منفجر شد و ترکش به پاى من اجابت کرد. شهید ناوکى هم همان شب به شهادت رسید مدت‏هاى زیادى برادران در بیمارستان اهواز دنبالش مى‏گشتند و حدود 28 روز جنازه‏اش نبود و بعد پیدا شد این شهید فوق العاده محبوب و ساکت بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه