شناسه: 264202

عشق به جهاد

به یاد دارم زمانیکه عباس می خواست به جبهه برود به او گفتم : برادرم تو سنت کم است به جبهه نرو. حتی برایش یک دوچرخه کرسی خریدم . تا شاید از رفتن به جبهه منصرف شود ولی در جواب من گفت : من دوچرخه نمی خواهم حتماً باید به جبهه بروم . او به جبهه رفت و جام شیرین شهادت را نوشید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه