غيرت و تعصب ديني
راوی نورالدین نوروززاده: یادم هست زمانی که سید محمد از جبهه به مرخصی آمده بود خواستم قانعش کنم که ازدواج کند و تشکیل خانواده بدهد. اما سید محمد در جواب من گفت: آن زن و بچه هایی که در خرمشهر هستند مثل زن و بچه ی خودمان می باشند و ما باید برویم از ناموسمان دفاع کنیم و هر موقع دیدم مملکت آرام شد و مردم در آسایش بودند و دشمن از خاک میهن بیرون رفت و اگر هم تا آن موقع زنده بودم آن وقت ازدواج خواهم کرد وگرنه هیچ .
ثبت دیدگاه