خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
زمانیکه حامله بودم یک شب قبل از اینکه پسرم را به دنیا بیاورم مرا به بیمارستان بردند و اضطراب خاصی داشتم میخواستم اگر بچته پسر بود نامش را محمدحسن بگذارم شب خواب برادرم محمدحسن را دیدم او یک بچهی قنداقی دردستش بود او را در کنار اتاق گذاشت و گفت این بچتهی تو هست گفتم پسر است یا دختر گفت برو خودت ببین جلو رفتم بچه را دیدم که پسر است محمدحسن مقداری پول در کنار قنداقش گذاشت گفتم برادر چرا من را خجالت میدهی گفت: قابلی ندارد خواهر تجان چون اسمش را محمدحسن گذاشتی در دنیا بیمه شده خداوند به او ایمان زیاد و اخلاق نیک میدهد. موضوع: 1- خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2- ناظر و شاهد بودن شهید در امور 3- کرامات شهید بعد از شهادت
ثبت دیدگاه