شناسه: 268369

توجه به خانواده

راوی لیلا جابری : وقتی که ما در گناباد بودیم یک روز زلزله شد . آن زمان علی اصغر در شیراز بود . وقتی از موضوع اطلاع پیدا می کند سراغ پسر عمه اش که چادر دوزی داشت می رود و از ایشان می خواهد که یک چادر برای ما بدوزد . همان شب چادر را آماده کرده و به سمت گناباد حرکت می کند . و چادر را آورد و در باغمان زد و جلوی چادر را موزاییک می کند ، نکند پاهای ما گلی بشود . چون زمستان بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه