شناسه: 268542

آخرین وداع با خانواده

به روایت از اثمر تونی : یادم هست اولین باری که پسرم خرم می خواست به منطقه برود یک پاکت نامه در دستش بود که به پدرش داد و گفت: پدر جان از شما خواهش می کنم این نامه را بعد از رفتن من به جبهه باز کنید و بخوانید. پدرش هم قبول کرد و وقتی که او رفت و نامه را باز کردیم در یک برگ وصیت نامه و در برگ دیگرش نوشته بود پدر و مادر عزیزم دوستتان دارم و امیدوارم با رفتن من از ته قلب راضی شده باشید زیرا دوست دارم با خیالی آسوده به جنگ با دشمن بپردازم و اگر به امید خدا و لایق بودم و به شهادت رسیدم گریه نکنید و صبور باشید و بدانید که این کار شما کمک کردن به اسلام است و خدا نیز از شما خشنود است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه