شناسه: 268547

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از لیله القدر لعل مصرزاده : یکی از همرزمان خرم برای ما تعریف می کرد که در منطقه بودیم که باران شدیدی باریدن گرفت و در آن شب عراقی ها حمله ی خود را شروع کرده بودند و آتش زیادی بر سر ما می ریختند در آن موقع خرم از جا بلند شد تا به بیرون برود از او سئوال کردم کجا می روی مگر نمی بینی چقدر گلوله ی خمپاره به زمین اصابت می کند؟ گفت: باید بروم و از سنگرهای دیگر خبر بگیرم شاید آنها در این موقعیت نیاز به کمک داشته باشند از سنگر خارج شد و به طرف سنگری دیگر دوید به او گفتم با احتیاط برو و موقع اصابت خمپاره به زمین دراز بکش ولی او توجهی نکرد و راهش را ادامه داد وقتی به تمام سنگرها سرکشی کرد و خیالش راحت شد به طرف سنگر خودمان حرکت کرد ولی در بین راه گلوله ی خمپاره به نزدیکی او اصابت نمود و قد رعنای ایشان را به زمین انداخت که من شاهد این ماجرا بودم سریعا خودم را به او رساندم ولی طولی نکشید که شربت شهادت را نوشید و به دیار حق شتافت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه