شناسه: 270398

توجه به امر ازدواج

راوی شاهزاده مهرپرور: یادم هست زمانی که فرزندم علی اکبر کربلایی در منطقه ی مریوان و لب مرز ایران و عراق مشغول خدمت بود نامه ای فرستاد و در آن نوشته بود دختری که شما پیشنهاد داده بودید برایم خواستگاری کنید و من خوشحال روز بعد از این که نامه به دستم رسید به خواستگاری رفتم و قرار شد به همراه پسرم دوباره به خانه ی آنها بروم. بعد از سه روز که قرار بود علی اکبر به مرخصی بیاید به ما خبر دادند که او اسیر شده است ولی بعضی دیگر می گفتند او شهید شده. چون هیچ اثری از او پیدا نکرده بودند تا این که پدرش به همراه فرزند دیگرم به آن منطقه رفتند و یکی از همرزمان او، آنها را به محل دیدبانی که خود قرار داشت برده بود و از آنجا یک جنازه که روی زمین افتاده بود توسط دوربین به آنها نشان داده بود و پدرش او را شناسایی کرده و بعد از دو روز موفق شده بودند تا جنازه را از آن محل به عقب و سپس به شهر آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه