خواب و رویای شهید
یک شب شهید نظیف را در خواب دیدم که گفت : دیدی، نامردها پای چپم را زدند و پایم قطع شد گفتم : ناراحت نباش خدایت را شکر کن که باز دست و پای دیگر برای مبارزه داری .
یک شب شهید نظیف را در خواب دیدم که گفت : دیدی، نامردها پای چپم را زدند و پایم قطع شد گفتم : ناراحت نباش خدایت را شکر کن که باز دست و پای دیگر برای مبارزه داری .
ثبت دیدگاه