به آرزویش رسید
به نقل از پدر سردار شهید حسنعلی قنبری: مجروح شده بود، برای دیدارش به بیمارستان رفتم. به محض اینکه او را دیدم، گفتم که میخواهم برایت آستین بالا بزنم، تا از این وضع در آیی.
گفت: «لازم نیست زحمت بکشید. من دوتا زن دارم یکی از آنهانجفآبادی است و دیگریشان جنوبی.» میدانستم جبهه و شهادت است، به همین خاطر دیگر اصرار نکردم.
مدتی بعد شهید شد، بالای سر پیکرش رفتم و گفتم که بالاخره به زن جنوبیات رسیدی. همان موقع از این حرف خندهام گرفت. عکاس در همان حین از من عکس گرفت و گفت که آفرین این عکس دشمن شکن است.
ثبت دیدگاه