شناسه: 271973

لحظه و نحوه شهادت

تقریباً آخرین عملیاتی بود که جاده ی پیرانشهر و سردشت جاده بازرگان در جنگل آلواتان آزاد می شد و ازوجود حزب منحله ی کومله و دمکرات پاکسازی می شد . ما در روستای کچل آباد توی ارتفاعات بودیم که دشمن روی قله بود و ما از پایین به بالامی رفتیم . ما درسنگری مخالف شیب زده بودیم آنها از بالا تیراندازی می کردند یک گروه ازآنها بودند که روی ارتفاعات تیراندازی می کردند و ما هم داشتیم خودمان را بالامی کشیدیم. طوری قرار گرفته بودیم که یک قدم به جلو می رفتیم و دو قدم به عقب برمی گشتیم چون زیر پایمان سنگریزه بود . برای بچه ها واقعاً مشکل بود که بالا بروند بک دفعه گفتم : بچه ها سنگر بگیرید برای خودتا ضد شیب بزنید که بتوانید مبارزه کنید. درهمان حین خودم از ناحیه دست مجروح شدم ایشان به طرف من دویدند وگفتند : آقای خوشدل چی شده است . گفتمک چیزی نشده خیالت راحت باشد دستم را بستم ایشان با دلسوزی به دست من نگاه می کردند و همان طور که درحال کندن سنگر بودند تیری به قلبش اصابت کرد . من اولین کسی بودم که بالای سرش رسیدم ایشان درهمان جا به رحمت ایزدی پیوستند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه