شناسه: 273475

گيلاس باغ همسايه

به نقل از پدر شهید:
آن روز به باغ رفته بوديم. فصل تابستان بود و ميوه‎هاي گوناگون چشمک مي‎زدند. باغ همسايه درختان ميوه‎اي داشت که ما از آن بي‎بهره بوديم، از جمله گيلاس.
حسينعلي سن و سال زيادي نداشت. پرسيدم: «مي‎خواهي برايت گيلاس بچينم؟»
جواب داد: «نه، نمي‎خواهم چون از همسايه است.»
بالاتر از سنش جوابي شنيدم که تحسينم را برانگيخت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه