حسن برخورد
در منطقه بودیم که با بچه ها زیاد شوخی می کردم. چند نفر از بچه ها از دست من ناراحت شده و موضوع را به آقای عظیمی مجاور اطلاع داده بودند. دیدم شخصی صدا زد و گفت: آقای دهقان برو چادر فرماندهی آقای عظیمی شما را خواسته است. با خودم گفتم، این ها معلوم نیست به آقای عظیمی چه گفته اند. وقتی به چادر فرماندهی رفتم، با خود گفتم: با من برخورد تندی خواهند کرد، ولی وقتی داخل رفتم آقای عظیمی گفت: چرا این کارها را می کنی؟ گفتم: شوخی کردم. با جدیت کاری انجام ندادم. با متانت و برخورد دوستانه گفت: من نمی دانم چه شوخی کردی ولی به هر حال همة انسان ها یکسان نیستند بعضی ها تحملشان کمتر است و اگر با آنها شوخی کنی ناراحت می شوند. قول دادم که دومرتبه این عمل را تکرار نکنم. از برخوردی که با من داشتند لذت زیادی بردم.
ثبت دیدگاه