دستگیری از ضعیفان
چهلم یا سالگرد شهید را گرفته بودیم. خانم مسنی از جلوی مسجدی که مراسم گرفته بودیم عبور می کرد. به داخل مسجد آمد تا شله بخورد و بعداً برود. پرسیده بود، مجلس مال چه کسی است؟ گفته بودند مال شهید عظیمی است. ایشان زیاد گریه کرده و گفته بود: آقای عظیمی قبل از شهادتشلن به منزل من می آمدند و از من سر می زدند و نفت و مواد غذایی و هر چه لازم داشتم برایم می آوردند؛ در صورتی که ما از کارهای ایشان اطلاع نداشتیم
ثبت دیدگاه