شناسه: 275376

ادای دین

به روایت از صدیقه عبدی : یک بار حمزه مقداری پول به من داد و گفت که بگذارم توی جیب شوهرم من علت اینکار را پرسیدم ایشان گفت : شما این پولها را بدون اینکه شوهرتان بفهمد توی جیب ایشان بگذارید من اصرار کردم که علتش را بگوید . ایشان گفت : وقتی بچه بودم و حاج آقا پول می دادند که برایشان چیزی بگیرم اگر مقدار کمی مثلا یک دو تومانی می ماند یادم می رفت که آنرا برگردانم همین خاطر اینها را آمده ام که حقی بر گردنم نباشد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه