شناسه: 275382

تولضع و فروتنی

به روایت از علی قاسمی : یک روز در پادگان بسیج مشهد با یکی از مسئولین کاری داشتم و نمی دانستم که به کجا باید مراجعه کنم دیدم جمعی از برادران در یک مکانی مشغول آموزش هستند بنده رفتم و از این برادران سؤال کردم که اتاق فلانی کجاست دیدم یکی از برادران بنده را با اسم صدا زد و سلام کرد بنده خوب که دقت کردم دیدم حمزه عبدی هستند عجیب بود . ایشان آنقدر در میان آفتاب برای آموزش دادن نیروها تلاش کرده بود که سر تا پایش خیس بود چهره اش سوخته بود که من با آنکه ایشان را به خوبی می شناختم نتوانستم تشخیص بدهم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه