خاطرات سياسي
راوی زینب زارع زاده : یادم هست همسرم حسین در دوران انقلاب به همراه جند نفر دیگر شبها تا صبح اعلامیه ها و پوستر های حضرت امام را بین مردم توزیع می کرد و بوسیله تراکتوری که داشت مردم را برای راهپیمایی به شهرمی برد و از شهر برای روستا چند روحانی مبارز آورد و در یکی از جلساتی که برای مردم گذاشته بودند ژاندارمری با خبر شد و منزل ما را بازرسی کردند و تعدادی نوار امام پیدا کردند و روحانیون را پنهان کردیم و نتوانستند آنها را پیدا کنند.
ثبت دیدگاه