خاطره شماره 1 - شهید حسین طریقت
قبل از این که علی به جبهه برود به او گفتم که من جای تو می روم اما علی در جوابم گفت : پدر جان شما در خانه بمان کنار مادرم و خواهرم من خود می روم و برای دفاع از کشور و ناموسم می جنگم ، او رفت و بعد از مدتی در یکی از عملیات در منطقه حلبچه بر اثر حمله دشمن صدمه دید و شیمیایی شد. بعد از معالجه ، به آغوش گرم خانواده برگشت ولی نگذاشت ما متوجه شیمیایی شدنش بشویم تا این که از دوستانش متوجه شدیم که علی شیمیایی شده است .( به نقل از پدر شهید)
ثبت دیدگاه