شناسه: 277512

احساس مسؤليت

راوی محمد علی بخشایش: آن زمان من پزشکیار بودم،پای آقای صبوری جراحت شدیدی برداشته بود. من هرروزپای ایشان را پانسمان می کردم .جراحت به قدری شدیدبودکه عفونت آن حتی مقدلری ازشلوارش رانیزآلوده میکرد.وقتی متوجه شدکه بایددرجبهه حضور پیدا کند،علی رغم زخم شدید آماده حرکت شد.من به او گفتم:لااقل صبرکن پایت خوب شود،گفت:نه اگربخواهدخوب شود همانجا خوب می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه