شناسه: 277526

خاطرات جنگي

راوی ن.م نظری: شب عید نوروزسال 61 درنتگة چزابه بودیم که آقای صبوری گفتند : امشب یک عیدی باید به عراقیها بدهیم شروع به آتش ریزی برسر عراقیها کردیم . عراقیها فکر کردند که ما دست به حمله زدیم آنها هم شروع به ضد حمله کردند چون که سنگرهای ما مقاوم ساخته شده بود کاری ازپیش نبردند بعد ازخاموش شدن آتش دشمن شور وشعف عجیبی دربچه ها پیدا شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه