قناعت و صرفه جويي
به یاد دارم یک روز من مداد مدرسه ام را خیلی تراشیده بودم و مدادم راکوچک کرده بودم پدرم از این کار من ناراحت شد و گفت : شما چرا اسراف می کنید وبرای تنبیه من مداد را لای انگشتانم گذاشتند و فشار دادند وهمان موقع فهمیدم که پدرم از اسراف خوششان نمی آید واز آن لحظه به بعد از وسایل مدرسه ام بخوبی نگهداری کردم وسعی نمودم دیگر اسراف نکنم.
ثبت دیدگاه