شجاعت و شهامت
به یاد دارم یک دفعه که برادرم محمد حسین ازکردستان آمده بود برایمان تعریف می کرد که درمنطقه با کموله ها درگیری داشتیم و آنها مارا تنها گیر آورده بودند به همین خاطر خودم را ازارتفاع بالای دره پرت کردم محمدحسین بدنش کبود وسیاه شده بود و بعد آن دو نفر کموله که به پایین دره رسیدند آن دو نفر را کشتم .
ثبت دیدگاه