خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فاطمه قرایی : یک شب خواب دیدم. مردم جمع شده اند. گفتم: مگر اینجا کیست که شما می روید. گفتند: اینجا پیامبر است من هم رفتم جلو سلام دادم. صلوات فرستادم. گفتم: اگر این بچه ام پسر باشد. اسمش را غلام محمد می گذارم. وقتی هم تا پسرم به دنیا آمد. اسم او را غلام محمد گذاشتم.
ثبت دیدگاه