شناسه: 280999

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی سید محمد شربتی: عملیات رمضان بود که ما در نقطه ای بودیم که عراقی ها از دو محور بر سر ما آتش ریختند ما هم به خاطر همین رفتیم داخل خاکریز که از شر آتیش و دشمن درامان باشیم که ناگهان صدایی آشنا شنیدیم که می گفت: از برادرهای حمل مجروح کسی اینجا هست وقتی رفتیم نزدیکتر دیدم که حسین آقا افتاده روی زمین ازشون پرسیدم مگر کسی مجروح شده؟ در جواب گفت خودم مجروح شدم. پرسیدم چطوری؟ گفتند که تیر به پهلویم خورده من به خاطر اینکه هیچ کس از بچه های حمل مجروح همراهمان نبودنتد مجبور شدم که خودم حسین را برگردونم به عقب وقتی که از خاکریز اومدیم بیرون گیج شدم که ما الان کجائیم. که حسین آقا گفت خاکریز خودمان (ایران) از این سمت است، من هم قبول نمی کردم می گفتم: از سمت دیگری باید برویم. تا اینکه به همان سمتی رفتیم که حسین آقا گفت. بعد هم به یک خاکریز رسیدیم که همانجا دیگه نزدیک صبح داشت می شد. من توی همان خاکریز نماز صبح را خواندم بعد آمبولانس آمد که مجروحین را به پشت خط ببرند و در همین گیرو دارها بود که حسین شهید شد و به محبوب رسید. (دلیل اصلی شهادت حسین همان خوردن تیر به پهلویش بود).

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه