شناسه: 281974

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از صاحب جان زروندی : وقتی فرزندم حسین به درجه شهادت نائل آمد و خبر شهادتش به چند تن از دوستانش رسیده بود، آنها به همان محلی که حسین شهید شده بود رفته و برایش مصیبت خوانده و گریه کردند. شب یکی از دوستانش در خواب می بیند که حسین سوار بر بلدوزر آمده و به ایشان گفت: حسین جان کجایی ما از صبح اینجاییم و منتظر تو هستیم. می خواهی چکار کنی؟ ما آمدیم تا با هم برویم بجنگیم و راه کربلا را باز کنیم . حسین گفت: نگران من نباشید. شما بروید من جلو می روم و راه را باز می کنم و بعد شما به کربلا بیایید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه