شناسه: 282017

وفای به عهد

زمانیکه حسن به جبهه رفت من حامله بودم و حسن به من گفت وقتی بچه بدنیا آمد اگر پسر بود نامش را حسین و اگر دختر بود نامش را معصومه بگذار بعد از مدتی من فارغ شدم و پسری به دنیا آوردم و گفتم حالاکه بچه اولم پسر است اسمش را مهدی میگذارم بعد یک روز خوابیده بودم خواب دیدم آقایی به منزلمان آمد و گفت:مگر شما با پدر این بچه قرار نگذاشتید که اگر پسر بود نامش را حسین بگذارید اگر اسم این بچه را مهدی بگذاری برای شما نمی ماند و بعد از آن روز و دیدن آن خواب اسم بچه ام را حسین گذاشتم همانطوریکه پدرش حسن دوست داشت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه