خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از حسین زحمتکش : قبل از شهادت فرزندم محمود یک شب در خواب دیدم کنار کافه من سراشیبی است و در آنجا مردم جمع شده اند. من به طرف مردم رفتم و سئوال کردم چه خبر است ؟ گفتند: حضرت امام می خواهد بیایند. منتظر ایستادم تا اینکه امام تشریف آوردند من جلو رفتم حضرت امام با چهره خوشحال از میان آن جمعیت فقط با من احوال پرسی و روبوسی کرد. با حضرت امام حرکت و به ظرف منزل ما رفتیم می خواستیم وارد منزل شویم که امام با داخل منزل رفتند ولی من نرفتم.
ثبت دیدگاه