شناسه: 282107

قداست لباس سیاه

بچه ام مریضی سختی گرفته بود و من تمام پس اندازم را خرج دکتر کردم ولی او خوب نشد احتیاج شدیدی به پول داشتم روزی به حسن آقا گفتم : حقوقی را که از سپاه می گیرم کفاف زندگیم را نمی دهد و الان که بچه ام مریض شده پولی برای درمان اوندارم و باید به فکر یک شغل جدید باشم ایشان در جوابم گفت : برادرجان من هر چه در توانم است به توکمک می کنم حتی موتورم را هم ببر بفروش و خرج درمان بچه ات بکن ولی از سپاه بیرون نرو و این سنگر اسلام را خالی نکن من چون به نظر ایشان اهمیت می دادم به حرفش کردم و بعد از مدتی بحمدالله بچه ام خوب شد و موتور حسن آقا را هم نفروختم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه