حرمت والدین
به روایت از ننه خانم قدرتی : یادم هست زمانی که تازه پسرم محمد ایمانی وارد سپاه شده بود که تا چند ماه حقوق دریافت نمی کرد. به او گفتم: مادرجان ما تمام امیدمان به شما بود و تمام خرج خانه را شما تأمین می کردید حالا که وارد سپاه شده اید ما چه کنیم؟ ایشان در جواب من گفت : خدا روزی رسان است یعنی اگر شما منظورتان این است که من این کارم را یعنی خدمت به مملکت رها کنم اصلاً این کار را نمی کنم . اگر شما گرسنه ماندید گوسفندهایم را یکی یکی سر ببرید و استفاده کنید و اگر سرما خوردید لحاف های مرا در نجاری انداخته و بسوزانید اما نگوئید که من دست از این کار بردارم . ایشان در این چند ماهی که حقوق دریافت نمی کرد تمام گوسفندانش را برای خرجی ما فروخت تا بتواند مایحتاج ما را تامین کند.
ثبت دیدگاه