شناسه: 282570

خواب و رویای شهادت

به روایت از ننه خانم قدرتی : پسرم محمد ریحانی قبل از شهادتش در مورد خوابی که دیده بود این گونه نقل کرد که در خواب دیدم وارد یک باغ بزرگ و زیبا شده ام که درختان آن سر به فلک کشیده و از هر نوع میوه که فکر کنید داخل آن یافت می شود . وقتی کمی داخل شدم یک نفر را دیدم به نزد او رفتم و از او سوال کردم این باغ از کیست ؟ او با لبخندی به من جواب داد : مگر باغ را خود نمی شناسی ؟ من تعجب کرده بودم در همان لحظه از خواب بیدار شدم . ایشان در سری آخری که به جبهه اعزام می شد به من گفت : مادر این سفر آخر من است و دیگر برنمی گردم . می خواهم به من قول بدهید که دیگر بعد از شهادتم برایم گریه نکنید و افتخار کنید که فرزندت را در راه اسلام فدا نموده ای .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه