شناسه: 282582

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از عزیز امامی : در آخرین عملیاتی که در خرمشهر بین ما و دشمن رخ داد و تا هفت بعداز ظهر آن روز ادامه داشت. من در خاکریز عراقی ها مشغول کندن سنگر بودم هنوز کار سنگر تمام نشده بود که برادر ریحانی خود را به داخل سنگر انداخت و خوابید. هر چه به ایشان گفتم بگذار کار سنگر تمام شود تا هر دو داخل سنگر باشیم گفت: فعلا دست بردار تا کمی خستگی در کنیم. من چون دیدم که ایشان واقعا خسته است و حدود 750 تانک دشمن به طرف ما می آید به سنگر دیگر رفتم بعد که برگشتم دیدم او چرت می زند به نگهبانی مشغول شدم که ناگهان خمپاره ی 60 به پهلوی ایشان اصابت کرد و باعث شهادتش شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه