خاطرات سیاسی
یادم می آید در دوران انقلاب ایشان به همراه سه نفر دیگر از اهالی روستا فعالیت سیاسی داشتند یک روز از مدرسه برایمان نامه آمد که فرزند شما در زمینه انقلاب فعالیت می کند و امروز و فرداست که گیر بیفتد وشما از فعالیتهایی که در زمینه انقلاب دارد جلوگیری نمائید و زمانی که موضوع را به علی گفتم: ایشان گفت:" مادر جان تا جان دارم در راه انقلاب قدم بر می دارم یا در این راه کشته می شوم و یا این انقلاب را به پیروزی می رسانم" و در دوران انقلاب چندین مرتبه قصد داشتند ایشان را ترور کنند که خوشبختانه نجات یافت.
ثبت دیدگاه