خبرشهادت
به روایت از شهربانو براتی : زمانی که نائب علی در جبهه بود یک روز صبح برای تحقیقات از خانواده شهداء آماده شدیم تا با ماشین سپاه به روستایی برویم. وقتی ایشان به شهادت رسیدآن روز می خواستند به هر نحوی رفتن به روستا را منحل کنند تا خبر شهادت ایشان را به من بدهند. من نیز بسیار اصرار داشتم که آن روز به روستا بروم،چون اگر حقوق آنها بموقع به دستشان برسد می تواند کلی از گرفتاریهای آنها را حل کند. خلاصه بدلیل اصرار زیاد من به راه افتادیم. در بین راه متوجه شدم آقای علیزاده بشدت ناراحت است . وقتی علت را پرسیدم گفتند یکی از دوستان صمیمی شان فوت کرده است. سپس به آقای علیزاده گفتم: اگر کسی به شهادت برسد چه کسی اطلاع می دهد؟ ایشان گفتند: آقای حمزه مظاهری. من هم به شوخی گفتم: اگر یک وقت در خانه را باز کنیم و ببینیم ایشان پشت در هستند ، سکته خواهم کرد . سپس به فکر فرو رفتم. دوستانم گفتند: به چه چیزی فکر می کنی؟ گفتم: از اینجا که برگردم و به خانه بروم یا نامه اش آمده یا خودش. دوستانم گفتند : اگر مجروح شده بود چه؟ گفتم: نه غیر ممکن است. به هیچ عنوان نمی توانم چنین تصوری بکنم. در بین راه آمبولانسی را دیدم که تعدادی شهید را حمل می کرد ماشین ما توقف کرد و آقای علیزاده برای اینکه مطمئن شود نائب علی هم با آنهاست یا نه به طرف آمبولانس به راه افتاد. جواب آنها مثبت بود ولی آقای علیزاده به ما اطلاع نداد. خلاصه به روستا رفتیم وتعدادی پرونده را تکمیل کردیم و برگشتیم. برای خوردن ناهار به خانه یکی از دوستان رفتیم و بعد از آن متوجه شدم که بلندگو اسامی شهداء را اعلام می کند. اما وقتی نزدیک ما می رسد قطع می شود که بچه ها گفتند: بیا برویم خانه شما و استراحتی بکنیم. گفتم: ایرادی ندارد. وقتی به خانه رسیدیم همه دوستان جمع شده بودند. من که از همه چیز بی خبر بودم گفتم: شماچرا اینجا آمده اید؟ حالا که فهمیده اید حمله شروع شده و تا چند روز دیگر علی برمی گردد به دیدن من آمده اید. حالا بنشینید تا برایتان میوه بیاورم، بعد خواهم آمد و حسابتان را خواهم رسید که چرا نیامده و در این مدت به من سر نزدید. وقتی می خواستم داخل اتاق بروم خانم برادرم گفت: چادر سرت کن چون داخل اتاق مرد است. به محض اینکه درب را باز کردم متوجه عکس ایشان شدم که اطرافش را گل گرفته گرفته اند. وقتی این صحنه را دیدم مدتی سکوت کردم سپس پرسیدم آیا برادرم محمد به شهادت رسیده ؟ آنها گفتند: نه ، اما نائب علی به فیض شهادت نائل آمده است.
ثبت دیدگاه