شناسه: 285277

تلاش و پشتکار

به روایت از حسن ایروانی : یادم هست که شب دامادی شهید دهقان بود که به نیروها حالت آماده باش دادند و مرخصی ها لغو شد و از طرفی آن شب خانواده شهید بند و بساط دامادی و عروسی را فراهم کرده بودند ولی ایشان همچنان سر خدمت بودند. تمام کارهای عروسی به عنوان مثال پخش کارتها و دعوت مهمانها و به قول امروزی ها دیگهای غذا سر بار بود. تا نزدیکی های غروب ایشان سر خدمت خود ماندند تا اینکه مسئول پرسنلی آن زمان برادر بزرگوار جناب آقای ابراهیمی آمد و رو به آقای دهقان کرد و گفت ظاهرا امشب شب دامادی ات است. نمی خواهی بروی تو مجلس خودت شرکت کنی. شهید خنده ای کرد و با حالت مزاح گفت حالا دیر نمی شود بعد قرار شد ایشان به مدت 48 ساعت مرخصی بگیرد و برود برنامه ازدواجش را فراهم کند. ایشان رفتند و بعد از 48 ساعت دو براه به سر خدمت خود بازگشتند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه