عشق شهادت
به روایت از گل محمد دلاوری : یک روز دائی مرحوم شده ی فرزند عزیز شهیدم برات علی به منزل ما آمد بعد از سلام و احوال پرسی از جبهه و جنگ صحبت به میان آمد و آن زمان برات علی تقریبا هفده ساله بود بعد از صحبت هایی که در مورد امام و انقلاب کرد رو به فرزندانم نمود و فرمود حالا کدام یک از شما چند برادر حاضرید که سر نوشتتان همانند حضرت علی اکبر علیه السلام شود؟ ناگهان براتعلی از جایش بلند شد و با خوشحالی گفت: من. از آن روز به بعد هم این قدر بی تاب بود تا بالاخره به جبهه اعزام شد.
ثبت دیدگاه