شجااعت وشهامت
به روایت از حسن داد محمدی : در عملیات بیت المقدس 2 در هنگام پاکسازی سنگرهای عراقی ها که به جلو می رفتیم، ایشان در پایین تپه و ما در حاشیه آن بودیم. فرمانده گردان آقای جواد کرمانی _ به ما گفت: فلانی، شما با یکی دو تا از دوستان _ بروید وکالیبر عراقی ها را خاموش کنید که مزاحم است و نمی گذارد که رد شویم! ما از هر طرف خودمان را مهیا می کردیم و کالیبر هم به طرف ما شلیک می کرد. یکی از دوستان به نام شهید مسعود آریامنش گفت: بیایید یک آیه وجعلنا... بخوانیم تا بلکه خداوند گشایشی کند! پس از خواندن جمعی این ایه، یک ابری از بالای کوه به طرف پایین آمد و برفهای ریزی شروع به بارش کردند. دشمن دیدش نسبت به ما کمتر شد و ما زاویه تیراندازی کالیبر را تشخیص دادیم. از سمت دیگر رفتیم و با کمک شهید حسین دادمحمدی آن کالیبر را خاموش کردیم، ولی چند عراقی با ایشان درگیر شده بود و نزدیک بود که به اسارت گرفته شود ولی با جسارت و شهامت و شجاعتی که داشت، خودش را از دست آنها نجات داد.
ثبت دیدگاه