شناسه: 287000

تهجد وعبادت

به روایت از هادی اسحاقی : یک شب داخل سنگر خوابیده بودیم. از خواب بیدار شدم و مشاهده کردم که عباس گریه می کند. گفتم: چرا گریه می کنی؟ مگر از صدای توپ و تانک می ترسی؟ ایشان گفت: نه می ترسم که خداوند از من راضی نباشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه