شناسه: 287337

خواب و رویای دیگران درمورد شهید 1

به روایت از سید کاظم رباط جزی : یک شب خواب دیدم: فرزندم سید محمود با یک چهره ی نورانی به طرف من آمد. گفتم: بابا اوضاع چطور است؟ گفت: خوب است. جایم راحت است و هیچ مشکلی ندارم فقط از شما میخواهم برایم گریه نکنید و به مادر هم بگوئید گریه نکند چون دشمن خوشحال می شود. ودر آخر هم به من گفت: باباجان از قافله عقب ماندی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه