شناسه: 287427

شجاعت و شهامت

راوی سید حسین حسینی : در یکی از روزها تعدادی از افراد را ثیت نام کرد و تعداد سیزده نفر شدیم و قرار شد که برویم و جلوتر از خط مقدم نیروی دشمن را شناسایی کنیم . در آن زمان خط مقدم منطقه چزابه در بستان بود. منطقه چزابه تا فکه حدود 80 کیلومتر بود و این مسیر در اختیار نیرو های عراقی بود . وقتی که ما آن گروه را تشکیل دادیم رفتیم که منطقه را شناسایی کنیم . بعد از آنکه پانزده تا بیست کیلومتر از خط مقدم جلوتر رفتیم نیروی دشمن ما را محاصره کرد و غافلگیر شدیم و در یک یورش به ما حمله کرد و ما را زمین گیر کرد . همه ما روی زمین دراز کشیده بودیم و لحظات آخر عمر خود را با خدای خود راز و نیاز می کردیم و منتظر لحظه آخر عمر خودمان بودیم که ناگهان شهید خادم الشریعه از جا برخاست و آن آرپی جی زن را صدا زد و آرپی جی آن را گرفت و ایستاد و تمام تیرها به سوی ایشان پرتاب شده بود و ایشان سر تا پا به موضع دشمن و به اطراف چند عدد آر پی جی شلیک کرد که با این عمل شهید بزرگوار بچه های دیگر نیرو گرفتند و بلند شدند و ایستادند و همه به طرف دشمن شلیک کردند و تعداد زیادی از دشمن را به خاک و خون کشیدند و حتی یک نفر از سیزده نفری که بودیم بینی اش هم خونی نشد و به پایگاه اصلیمان برگشتیم که از این شجاعت ایشان واقعاً ما درس گرفتیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه