شناسه: 287454

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی سید غلامرضا امینی یزدی : یک شب محمد مهدى به منزل ما زنگ زد و گفت: اگر با دوچرخه به جلسه قرآن مى‏روى، دنبال من هم بیا که وسیله ندارم. به منزل ایشان مراجعه کردم تا به همراه هم به جلسه برویم . هنگام دیدن ایشان متوجه شدم که سرماخوردگى دارد و مریض است. گفتم: شما مریض هستى، با این حال مریضى لزومى ندارد به جلسه بیایى، بهتر است استراحت کنى. گفت: جاى خالى ما را در این جلسه چه کسى پر مى‏کند؟ به هرترتیبی بود درجلسه شرکت کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه