تشییع جنازه
به روایت از مجید توکلی : آقای حمامی دقیقا در کنار مواضع دشمن به شهادت رسید و این کار را برای برادرانی که می خواستند پیکر این شهید را به عقب انتقال بدهند مشکل می کرد بقدری نزدیک دشمن قرار گرفته بود که اگر کسی در آن محل می ربود نفس کشیدن عراقیها را هم حس می کرد .جلسه ای گذاشتیم تا چگونگی انتقال جنازه به عقب را بررسی کنیم .محبوبیت و شخصیت آقای حمامی بقدری زیاد بود که همه افراد حاضر در جلسه اعلام آمادگی کردند تا برای آوردن جنازه پیش قدم شدند با این که کار بسیار خطر ناکی بود و حتی احتمال اینکه تلفات هم بدهیم زیاد بود ولی هیچ یک از بچه ها دوست نداشت جنازه به همان حالت باشد .همه می خواستند سریعتر پیکر محمدرضا را به عقب انتقال دهند .به هر حال یک تیم شش نفره تشکیل دادیم حدود ساعتهای دونیم سه بود که عملیات را آغاز کردیم بچه ها با یک شور و شوق خاصی و از جان ودل خود را آماده کرده بودند .یکی از برادرها یک طناب را به خود بست و آرام آرام به سمت جنازه حرکت کرد سردیگر طناب نیز به دست بچه ها دیگر بود ایشان طناب را به آقای حمامی می بنند.سپس علامت دهد و بچه ها جنازه را بوسیله طناب بکشند .خلاصه کار با موفقیت انجام شد و جنازه به آرامی از ارتفاع تپه به پایین آورده شد خوشبختانه هیچ گونه مشکلی هم پدید نیامد و پیکر پاک این شهید بزرگوار برای تشییع به مشهد انتقال یافت.
ثبت دیدگاه