شناسه: 288049

توصیه های شهید

به روایت از محمد میررفیعی : آقای حمامی با وجود اینکه نیروهای زیادی زیر دستش بودند ولی روی تک تک بچه ها شناخت داشت، همه را زیر نظر می گرفت و از هیچ یک غافل نبود. یک روز به من گفت آقای موسوی یک هفته است که کاملاً شما را زیر نظر دارم گفتم بسیار خوب، اشکالی هم در کار ما دیده ای؟ گفت بله، آن روز بدون اجازه ترشی های یکی از بچه ها را برداشتی و چیزی هم به او نگفتی. در آن زمان مصرف ترشی در پادگان ممنوع بود و بر همه واجب بود که از غذای پادگان استفاده کنند ولی اغلب اوقات بعضی از بچه ها پنهانی با خود ترشی می آوردند و مصرف می کردند یکروز یکی از نگهبانها به من خبر داد که یکی از بچه ها در کمدش ترشی قایم کرده است و من هم بدون اینکه به او اطلاع بدهم شیشه ترشی اش را برداشتم از آنجا که آقای حمامی مراقب تمام حرکاتم بود این کار مرا دیده بود و به من گوشزد نمود. به من گفت شما نباید این کار را انجام می دادی، یا حداقل پس از آن به او می گفتی. خلاصه ایشان کلی مرا نصیحت کرد. در نهایت فردی که ترشی آورده بود نیز از سپاه اخراج شد ولی با همه ی این احوال آقای حمامی به دلیل اینکه حساسیت خاصی روی اینگونه مسائل داشت نتوانست اشتباهم را به من نگوید و مرا راضی کرد که حرکت زشتی انجام داده ام.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه