قدرشناسی
تی یادم است در نزدیکی روستایی که مستقر بودیم مقری قرار داشت یک روز همراه آقای حشمتی به آنجا رفتیم مسئولین مقر خیلی گله مند بودند وضع مواد غذایی ومهماتشان اصلاً خوب نبود یادم است وقتی مسئول آنها صحبت می کرد آقای حشمتی به خاطر عطوفت و دلسوزی که داشت گریه می کرد و از اینکه نمی توانست کاری برای آنها انجام دهد خیلی ناراحت بود.
ثبت دیدگاه